|
برای علاقه مندان به موسیقی و ویولن
|
سلام
خوب من دیر به دیر مطلب میگزارم تازه اونم اگه حوصلش باشه. خیلی وقت بود می خواستم یک سری چیزها رو بنویسم، راجع به موسیقی هایی که گوش می دم. به نظر من در موسیقی اولین و مهمترین چیز گوش دادن به موسیقیی است که روی آن کار شده و از مشخصه های موسیقی حداقل یکی در آن به زیبایی به کار گرفته شده ، مثل ملودی ، ارکستراسیون یا ساز بندی دلنشین خودمون ، هارمونی ، ترانه زیبا و معنی دار و ... . امروز از یک خواننده مشهور ایتالیایی براتون می نویسم حتما اگه تا به حال صداش رو نشنیدید برید گوش کنید . نام این خواننده آندره آ بوچلی هست.
آندره آ بوچلی پس از سه تنور نام آور معاصر، پاواروتی Luciano Pavarotti، کاره راس José Carreras و دومینگو Placido Domingo ، بعنوان چهارمین خوانند تنور در جهان شناخته شده است. این سه نفر همان گروه Three Tenors هستند . خوب من این رو برای همه می نویسم اگر کسانی که می دونند دیگه بایستی ببخشند .
در مورد بوچلی میگویند هیجان انگیز ترین صدای اپرای معاصر را دارد .
من واقعا هرچه بیشتر صدای این خواننده را می شنوم بیشتر لذت می برم. و چیزی که بسیار جالب است این است که این خواننده خوش صدا سازهای پیانو ، فلوت ، گیتار وساکسوفون را در حد خوبی می نوازد .
او معتقد است که دلیلی ندارد خود را فقط به خواندن کارهای کلاسیک محدود کند و به صراحت می گوید "دیر یا زود من یک آلبوم از کارهای پاپ ارائه خواهم کرد". او که از نعمت بینایی محروم است می گوید "شما باید در زندگی بسیار قدرتمند و استوار باشید تا بتوانید آنجا که لازم است، نه بگویید. باید ناتوانی های خود را باور کنید و با جدیت روی توانایی های خود کار کنید."
وی در 22 سپتامبر 1958 در لایاتیکو، مزرعه ای در حومه پیزای ایتالیا متولد شد و آموختن پیانو را در شش سالگی آغاز کرد. او از بدو تولد دید ضعیفی داشت، در سن 12 سالگی پس از یک حادثه فوتبال بینایی خود را بطور کامل از دست داد. اما در همان سال در اولین رقابت موسیقی خود در Margherita d'Oro شرکت کرد و با اجرای "O sole mio" بعنوان برنده اول شناخته شد.
همین الان که دارم این مطلب رو مینویسم دارم به کنسرت زیر آسمان صحرا که در سال 2006 برگزار شده گوش می دهم. آلبوم های این خواننده(BOCELLI ، SOGNO، ROMANZA، آسمان توسکانی ،احساس، آوازهای آسمانی و...) را به اشخاصی که دوست دارند موسیقی درست ، گوش کنند پیشنهاد می کنم . لذت بردن از موسیقی اصولی چیز دیگریست .
خوب در آخر هم بگم که ایشون تا گرفتن دکتری حقوق کارحرفه ای البته به معنای تجاری انجام نداده اند.عاشقان موسیقی این گونه اند ما کجاییم؟
در ابتدا تارهای این سازها با ضربه زدن یا کشیدن سیم مرتعش می شد و سپس با پیشرفت فنون ساخت در قرون وسطی از ابزاری بنام آرشه مانند آنچه در ویولن امروزی بکار برده می شود برای مرتعش کردن تارها استفاده شد.
جعبه صدای سازهای زهی از قدیم الایام به دو صورت ساخته می شد، در ابتدا به دلیل نبود امکانات فنی ساخت، از جعبه مانند های طبیعی، مانند پوسته لاک پشت برای اینکار استفاده میشد. به این شکل دقت کنید که تصویر یکی از این سازها را نشون میده، این ساز در موزه بریتانیا نگهداری می شود. بعد از آن بشر با بدست آوردن مهارت های لازم فنی اقدام به ساخت جعبه های چوبی برای گرفتن صدای بهتر از ساز کرد.
راجع به پیدایش سازهای زهی افسانه ای از یونان باستان نقل می شود. در یکی از آنها موضوع برمیگردد به هرمس یکی از خدایان یونان باستان، پسر زئوس فرمانروای کوه Olympus و معبد خدایان.
مادر هرمس، مایا هفتمین دختر اطلس فرزند خدای خورشید بوده است. او هنگامی که یک روز از تولدش میگذشته برای کشف دنیای اطراف خودش از گهواره بیرون می آید و به هنگام گشت زنی پوست یک لاک پشت رو پیدا کرده و ایده ساخت یک ساز برای تولید صدایی آرامش دهنده به ذهنش خطور می کند.
در این زمان او یکی از گاوهای آپولو (خدای موسیقی) را دزدیده و پوست آنرا به روی پوسته لاک پشت می کشد. همچنین شاخ های این گاو را در محلی که دستهای لاک پشت از پوست بیرون آمده سفت میکند.
سپس بوسلیه تکه چوبی ریسمانهایی را از بالای شاخ ها به داخل بدنه پوست لاک پشت سفت میکند و شروع به ساز زدن می نماید. آپولو صدای زیبای ساز را میشنود و با وجود اینکه هرمس گاو را دزدیده بوده او رو تنبیه نمی کند.
جالب بود و آخرین کپی پیست من........ آخه کم کم داره ویولنم از سرخی به زردی گرایش پیدا میکنه!!

هایفتز از اسطوره های ویولن و کسی که خیلی از موسیقیدانان و منتقدین از او به عنوان بزرگترین نوازنده تاریخ یعنی در رده همپایی با لیست و پاگانینی یاد می کنند، در سال 1901 در ویلنای روسیه متولد شد.
اولین درسهای موسیقی را نزد پدرآموخت و سپس در مدرسه ویولن نزد ایلیا مالکین (Ilya Malkin) به تحصیل ادامه داد.
هایفتز با اجرای کنسرتو ویلن مندلسون در 7 سالگی استعداد و قدرت خود را نشان داد و در آن سن به شهرت زیادی رسید.
او چند سال بعد در کلاس لئوپلد آوئر (Leopold Auer) پذیرفته شد وبه آموختن دوره پیشرفته ویولن نزد وی پرداخت. یاشا هایفتز در سال 1912 موفق به اجرای کنسرتو ویولن چایکفسکی همراه با ارکستر فیلارمونیک برلین شد و شهرتی جهانی کسب کرد.
هایفتز کنسرتهای زیادی همراه با بزرگانی چون روبنشتاین (Rubinstein)، فویرمن (Feuermann)، پیاتیگرسکی (Piatigorsky)، توسکانینی (Toscanini) ، وکسمن (Waxman)، کوسویتسکی (Koussevitzky)، کوستلنتس (Kostelanetz)، رینر (Fritz Reiner)، مونچ (Charles Munch)، اورمندی (Eugene Ormandy) و ... اجرا کرده است که تقریبا همگی بی نظیر وتاریخی بوده اند.
وی غیر از نواختن قطعات مشهور ویولن در بالاترین کیفیت، معرفی کننده بعضی از آثارگمنام آهنگسازان نیز بوده است که اجرای کنسرتو ویولن کنوس (JULIUS CONUS) و هورا استکاتو ساخته دیناکو (Dinicu) از این دست است.
در میان آثار هایفتز، تعدادی بین مردم عادی هم شناخته هستند و موزیسینهای آماتور هم گاهی هایفتز را با این چند اثر می شناسند مانند کنسرتو ویلنهای وینیاوسکی، چایکوفسکی، برامس، سیبلیوس و ...
اگر چه میتوان این اجراها را جزو شاهکارهای هایفتز شمرد ولی با کمی دقت تفاوت شگفت آور هایفتز با دیگر نوازندگان ویولن جهان را در سایر كارهای او مانند کنسرتو ویولنهای بروخ ، ویوتامس (vieuxtemps) ، روندو (Rondo Capriccioso) از سن سان (SAINT-SAENS) ، شاکن (Chaconne) از ویتالی (vitali) قطعات متعددی از پاگانینی و سارازات ... بسادگی میتوان مشاهده كرد.
صدای ساز هایفتز منحصر به فرد و شفاف بود، آرشه کشی و ادیتهای او انقلابی در ویولن ایجاد کرد، که بسیاری از اجراهای قدیمی در کنار آن رنگ باختند. به قول یکی از بزرگان ویولن :
"هایفتز سطح ویرتوزیته را در موسیقی تغییر داد!"
نواخته های هایفتز همگی با بهترین رهبران و نوازندگان و بهترین انتشاراتها RCA ، EMI و NAXOS منتشر شده است.
او نزدیک به 10 سال از آخرین سالهای زندگیش نوازندگی را متوقف کرد و در اوج مهارت و شهرت، با موسیقی حرفه ای خداحافظی کرد. هایفتز بیشتر عمر خود را در آمریکا گذراند و در همانجا نیزبه سال1987 درگذشت. اجراهای بی نظیر او سالهاست معیاری برای محک زدن نوازندگان در سطح جهان است.
منبع : harmonytalk.com
زندگی بدون موسیقی اشتباست Without music life would be a mistake

پیدایش ویولن
عده كثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را كه ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای 1496 تا 1505 میدانند.
تا سالها پس از ساخت این ساز، از آن تنها برای همراهی سایر سازها استفاده میشد، چرا كه موسیقیدانها به ضعف رنگ آمیزی موسیقی توسط سازهای بادی پی برده بودند و نیاز به سازی با رنگ صدای جدیدتر داشتند.
اواسط قرن 17 بود كه ویولن بعنوان یك ساز solo مطرح شد، البته این ساز ابتدا فقط در محافل رسمی و اشرافی نواخته میشد اما بتدریج به پای به محافل طبقه متوسط و عادی نیز گذاشت.
روایت های دیگری نیز راجع به این ساز وجود دارد. اگر به زمانهای قدیم بازگردیم در سرزمینهای اسلامی اعراب، سازی بوده بنام Rebab كه تنها یك سیم داشته (البته برخی ریشه Rebab را هند نیز می دانند). بتدریج با گذشت زمان و پیشرفت علم و موسیقی، اعراب به تعداد سیم های آن افزودند و ساز دیگری بنام Rebec بوجود آمد.
جالب هست كه بدانید خیلی زود ایرانیها و ترك ها این ساز را برای خود بومی كردند و سبك ها و روشهای مخصوص به خود برای كوك كردن و نواختن آن ابداع كردند.
اراده آهنین یک ویولنیست
عده ای بر این باور هستند که ویولن زدن کاریست بس دشوار. بسیاری از هنرجویانی که به این ساز روی می آورند پس از مدتی از ادامه باز مانده و دلسرد میشوند و یا به سازی دیگر روی آورده و یا به طور کلی با دنیای موسیقی وداع میکنند. بالاخره سلطان سازها باید هم سخت باشد. درمورد ویولنیست شدن از بتهوون نقل میکنند: "برای ویولنیست شدن روزانه هشت ساعت تمرین تا سی سال لازم است." در اروپا به ویولن ساز شیطانی نیز گفته اند.
میگویند ویولن همچون اسب چموش و سرکشی است که به هرکس سواری نمیدهد.به راستی که رام کردن این اسب سرکش ارده ای آهنین میخواهد.اما خوشا به سعادت آن کس که این اسب چموش را رام کرده و چه سواری ها که با آن نکرده و چه بسیارند کسانی که گوش و جان به نوای این سواری سپرده اند و خود را خوشبخت عالم یافته اند.
منوهین درباره ویولنیست میگوید:" نوازنده ی ویولن موجودی است مستقل .هیچ دست بیگانه ای در ملک طلق او اختیار ندارد.هیچ گوشی جز گوش او زیر و بم صدا را تعیین نخواهد کرد.او به تنهایی مخدوم است و خادم به محض اینکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشی شگفت انگیز آغاز میشود.در این چالش که بی وقفه ادامه می یابد کسب پیروزی به تمامی بر عهده ی خود اوست.این ارتباط بین ویولن و نوازنده اش است که این ساز را منحصر فرد ساخته.
ویولنیست واقعی حق ندارد خسته شود .گرچه ممکن است با ناکامی هایی مواجه شود اما هرگز نباید از پا بیفتد" شبی پس از کنسرتی که فریتز کرایسلر ویولن زن و آهنگساز بنام قرن بیستم برگزار میکند یکی از مخاطبان کنسرت آن چنان تحت تاثیر قرار میگیرد که کرایسلر را در آغوش گرفته و میگوید :"دوست داشتم تمام زندگی خود را بدهم در عوض مانند شما ویولن بزنم." کرایسلر در پاسخ میگوید:(من هم همین کار را کرده ام) آری برای تسلط یافتن براین تکه چوب و تارهایش باید زندگی داد.
منبع:http://www.harmonytalk.com/
سلام
سال نو را به همه تبریک میگم
سالی سراسر صلح همراه با لطف خدا برای تک تک شما عزیزان آرزومندم .![]()
عیدتون مبارک

زیباییها، ملاحتهایی که در نواختن ویولن به کار می بریم، آنقدر زیادند که می توانیم ویولن را بر دیگر آلات موسیقی ترجیح دهیم؛ چون ضربه های آرشه گاهی اوقات آنقدر دلرباست که ذره ایی ناراضی نیستیم و فقط می خواهیم تا آخر آن را گوش دهیم. مخصوصا با لرزشها و نوازشهای دست چپ آمیخته می شود و شنوندگان ناگزیرند که اعتراف کنند :
"ویولن پادشاه سازها است"

راستی نظرتون را در مورد طرحی که درست کرده ام بگویید
ویولن ، چه از لحاظ تاریخی وچه هنری ، سازی بسیار مسحور کننده است. یک نوازنده ویولن ممکن است ویولنی با چهارصد سال قدمت داشته باشد اما همین ساز اختلاف مهمی با نمونه ای که دیروز ساخته شده است ندارد. آنچه این سازشکننده وظریف تحمل نموده، تکامل طرح و ساختمان آن به عنوان سازی پر احساس وگویا ونیز شیئی زیبا است.
عکس: ایمان مستشار نظامی